گاهی دلم میگیرد از آدمهائی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت میدهند...
دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمیکند و نوری که تاریکی میدهد...
از کلماتی که چون شیرینه افسانه ها فریبت میدهند...
دلم میگیرد از سردیه چندش آور دستی که دستت را میفشارد...
و نگاهی که به توست و هیچوقت تو را نمیبیند...
از دوستی که برایت هدیه ی دو بال برای پریدن میآورد و بعد پرواز رابا منفورترین کلمات دنیا معنی میکند...
گاهی حتی " از خودم هم دلم میگیرد...
دل هوسای تازه تازه داره نم نم بارون شده تا بباره
باز داره دل این دل خسته از تو یه عشق تازه واسه من میاره
| میدانی من کیستم : من متولد خردادم " نه به آسانی عاشق میشوم و نه وقتی عاشقم به راحتی از آن فارغ میشوم پس حتی این فکر هم از ذهنت خطور نکند که میتوانی به آسانی عشقت را به من ابراز کنی ومرا بدست بیاوری ونه وقتی عاشقت شدم میتوانی عشق مراپس بزنی من متولد خردادم فرمانروای احساسات " |
یه عشق تازه واسه من میاره
تقصیر توست باز اگه من مثل دیوونه هام
بی تو یه شب گردم و راهی میخونه هام
تقصیر توست باز اگه من مثل دیوونه هام
بی تو یه شب گردم و راهی میخونه هام
تقصیر توست اگه مثل دیوونه هام
تقصیر توست اگه توی میخونه هام
خیال نکن دارم تو عشق بازی در میارم
ببین چه کردی که دیگه تو رو دوست ندارم
آخ اگه دل دوست نداشت تو باید دستشو می خوندی
با همه این خوب و بدم واسه من مهربون می موندی
مهربون می موندی...
ادامه مطلب

